مرتضى مطهرى

432

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

گفتيم كه ماركسيسم فلسفه‌اى است كه عمل را بر شناخت مقدم مىداند ، عمل را بر انديشه مقدم مىشمارد و شناخت را مبتنى بر عمل و بر تغيير مىكند . ريشهء واحد اين دو معنى ولى ايندو به يك جا مىپيوندند ، چون گفتيم كه [ ماركسيسم ] فلسفهء تغيير است براى شناخت ، براى ساختن . آن عملى كه اول گفتيم اين فلسفه براى عمل است ، يعنى عملِ پيشروى ، يعنى براى تكامل ، به يك معنا ساختن . حال ، ماركسيسم كه فلسفه‌اى است كه براى عمل ساخته شده است آن هم عمل اجتماعى ، مىگويد اين عمل اجتماعى را از راه تغيير دادن جامعه يعنى وارد مبارزه شدن [ بايد انجام داد . ] بايد وارد مبارزه و عمل شد تا در جريان مبارزه به شناسايى موفق شد ، بعد از ورود در مبارزه و موفق شدن در شناسايى آن وقت است كه موفق به عمل صحيح مىشويد و مىتوانيد كارهايتان را در جامعه عمل كنيد . آنگاه اين كه اينها مىگويند فقط در جريان عمل است كه انسان مىتواند ماركسيست باشد ، يعنى ماركسيسم را تنها با نظر نمىشود شناخت و بايد وارد عمل شد و بعد ، از اين . . . « 1 » اينها مىگويند هر كسى يا ماركسيست است يا ماركسيسم را نمىداند ؛ بر اين اساس مىخواهند بگويند كه يك نفر ماركسيست آن كسى است كه در عمل ماركسيست است و اگر در عمل ماركسيست بود ماركسيسم را هم ديگر مىداند و اگر كسى عملًا ماركسيست نبود ماركسيسم را نمىداند ؛ كه در اين سخن البته يك مغالطهء خيلى روشنى هم هست و آن اين است كه ممكن است كسى بگويد كه بايد در عمل وارد شد تا فهميد كه ماركسيسم بىاساس است ، براى اينكه اگر ما اين اصل را قبول كنيم ، همين اصلى كه ماركس گفته است ، يعنى اگر اصل پركسيس را قبول كنيم ، اين مربوط به مسئلهء شناخت است ، يعنى بايد وارد عمل شد تا شناخت . ولى اين كه « بايد وارد عمل شد تا شناخت » دليل نمىشود كه پس حتماً هر كسى كه وارد عمل شد شناسايىاش هم اين مىشود كه ماركسيسم درست است . ما هم مىگوييم بايد وارد عمل شد تا شناخت ؛ اما تا شناخت كه چه ؟ خيلى اشخاص همين‌طور هم مىگويند ، مىگويند ما رفتيم مدتى ماركسيست شديم و شناختيم كه ماركسيسم بىاساس است ، يعنى به حكم همين پركسيس آن را شناختيم ، در عمل شناختيم ، چون وارد عمل شديم شناختيم كه بىاساس و بيهوده و پوچ است . پس به هر حال اين يك مناقشه است . تا اينجا معنى اينكه ماركسيسم يك پركسيس و يك فلسفهء عمل است به دو معناى خودش - كه هر دو معنا به يك معنا مىپيوست - از نظر اينها دانستيم . اينجا ماركسيسم با يك مشكل ديگر

--> ( 1 ) [ چند ثانيه‌اى نوار افتادگى دارد . ]